تاثیر فعالان کمپین در روند پیشبرد اهداف آن

مدتی است که به این فکر می‌کنم که آیا فعالیت در بین مردم و تبلیغ عقاید برابری خواهانه که جنبش کمپین زنان هم جزو این فعالیتهاست، باعث برتری فعالان و حق آب و گل برای آنان نسبت به دیگران – مردم – شده و به آنان این اجازه را می‌دهد که خود را قیم مردم دانسته و به خود اجازه تصمیم گیری برای همه را بدهند؟ آیا فعال حقوق زنان عقل کل است؟

آیا اجازه داریم با مردم کوچه و بازار هر طور که دوست داریم برخورد کنیم و فقط برای گرفتن امضا با آنان مواجه شویم؟ آیا نباید برای هر کسی که در سخن را با او می‌گشاییم، به اندازه خودمان ارزش قائل باشیم و به او به دیده احترام بنگریم؟ آیا صرف گرفتن یک امضا کافیست یا تاثیر بیشتر را منش و نوع برخورد ما در مردم می‌گذارد؟

من فکر می‌کنم ما گاهی اوقات پیش آمده که از دید برتری جویانه و با این تصور که ما صلاح شما را می‌دانیم، با طرف مقابل برخورد کرده‌ایم. هر چند به احتمال زیاد فرد مورد نظر امضا هم کرده ولی من احساس می‌کنم که دل چرکین از ما جدا شده است. حتی موارد بسیاری پیش می‌اید که فرد امضا گیرنده حتی حاضر به شنیدن دیدگاه طرف مقابل نیست و این کار را وقت تلف کردن می‌داند؛ در بسیاری موارد فرد مخاطب داوطلبانه آسیبهایی که از این موارد قانونی به او رسیده را بازگو می‌کند، ولی کو گوش شنوا؟

به طور کلی احترام به طرف مقابل بدون ابراز یا احساس برتری بیشترین چیزی است که جزو دروس اولیه افراد کمپین باید گنجانده شود. ایمان به این که منی که چند کتاب خوانده‌ام و یا ذهنم با من یار بوده و به دیدگاه عاقلانه‌تری رسیده‌ام، هیچ برتری به یک دختر خانه‌دار و یا به یک پسر مکانیک ساده ندارم. من ممکن است بتوانم کمک بیشتری به دیگران در تشخیص و رسیدن به بایدها و نبایدهای زندگیشان کنم، ولی این باید و نبایدها در خود من باید قویتر باشد و مطمئن باشم که دو خط سواد و یا بودن در کمپین و چند امضا جمع کردن برتری نمی‌آورد. حق آب و گل در کمپین و هر فعالیت دیگر به معنای مسئولیت بیشتر و سختتر شدن مسیر پیش رو است.

یک مطلب دیگر هم اینکه، من و تویی که رو به کمپین آورده‌ایم، حتما یک سری آسیبها و کمبودهایی در زندگی داشته‌ایم که در دلمان تلنبار شده و ما را آزار می‌دهد؛ ولی بیایید یک قولی به خودمان بدهیم و آن اینکه کمبودهایمان را از دیگران و خصوصا کمپین طلب نکنیم. منظور من این است که کمپین و تشکل‌هایی از این قبیل را وسیله‌ای برای رسیدن به موقعیت برتر و رسیدن به آرزوهای شخصی خود قرار ندهیم. چند تا امضا جمع کردن و رای چند نفر را به دست آوردن دلیل بر این نیست که ما رئیس این چند نفر شده‌ایم و باید کم کم بر همه مسلط شویم. گاهاً این نوع دیدگاه را در بین بعضی از افراد کمپین می‌بینیم و بدتر از آن اینکه به دلیل ساختار شبکه‌ای در کمپین که بارها و بارها و به صورت آشکار مورد تاکید قرار گرفته است، این نبرد برای کسب قدرت از راههای غیر مستقیم انجام می‌شود تا هم چهره تعریف شده از کمپین در ظاهر حفظ شود و هم به اعمال قدرت و پیش برد دیدگاههای شخصی پرداخته شود.

من فکر می‌کنم که موارد ذکر شده بیشترین تاثیر را در کمپین و روند رشد یا زوال آن داشته‌اند. زیرا نوع فعالیت کمپین ایجاب می‌کند که با افراد جامعه رو در رو برخورد داشته باشیم و تاثیر مثبت و یا منفی خود را مستقیما بر آنان بگذاریم. از آنجاییکه این فعالیت فقط محدود به مسائل زنان نیست و خواسته یا ناخواسته دیگر مشکلات و کمبودهای مردم را نیز به آنان یادآوری می‌کند، پس می‌تواند بسیار سازنده‌تر یا مخرب‌تر از آنی باشد که ما تصور می‌کنیم.

سولماز احمری

4 نظر to “تاثیر فعالان کمپین در روند پیشبرد اهداف آن”

  1. آرش اقبالی می گوید:

    سولماز جان، منم کاملاً باهات موافقم. به نظر منم نحوه برخورد کنشگران با مردم، تاثیر زیادی در پذیرش خواسته های کمپین داره و تنها یک تعامل دو طرفه ست که میتونه باعث رشد طرفین یک رابطه باشه نه یک رابطه از بالا به پایین. در مورد نحوه برخوردهای تشکیلاتی اعضای کمپین هم باید بگم که ما در هر صورت بالا بریم، پایین بیاییم تو جه جامعه استبداد زده و در یک محیطی بزرگ شدیم که کمترین بویی از دموکراسی توش به چشم نمیخوره. خوب طبیعیه که در چنین شرایطی، هر تشکلی که در بطن این جامعه رشد کنه، ناخودآگاه از اون تاثیر بگیره که کمپین هم از این قضیه مستثنی نیست ولی با توجه به تعریفی که کمپین، خودش از خودش ارائه میکنه - و به نظر من هنوز راه زیادی داره که به سمت یک تشکل مسطح و بدون صاحب بره - امید هستش که این موضوع تو کمپین کم کم بهتر بشه. خصوصاً ماهیت سیال کمپین و انعطافی که در ساختارش وجود داره به نظر من این مساله رو ساده تر میکنه.

  2. زن زمینی می گوید:

    سولماز جان درست می‌گی. اتفاقا این مسئله‌ایه که از اول من هم با بچه ها مطرح کردم که نباید با مردم برخورد از بالا داشت و یک جوری رفتار کنیم که ما از شما بیشتر می‌دونیم. یا ورقه رو یه جوری بدیم دستشون و بگیم یالله امضا کن برم! خودم چند موردشو دیده بودم.
    حتی مثلا نحوه‌ی امضا گرفتن بهتره اگر اون‌ها نشستن ما هم کنارشون بنشینیم. خوشبختانه این موضوع گاهی در کارگاه‌ها مطرح می‌شه. و گاهی فرد در اثر تجربه به دست میاره.

    در مورد افراد قدرت طلب و سلطه جو و گاهی شهرت طلب، که متاسفانه در هر گروه و دسته‌ی اجتماعی وجود دارن و لاجرم در کمپین هم هستن . به نظر من بهترین راهش اعتراض و انتقاده. ما در جامعه‌ای رشد پیدا کردیم که کلی عادت‌های غیرموکراتیک به ما داده . از بین بردنش حوصله و صبر زیادی می‌خواد و مهم‌تر از اون کنار نکشیدن و مبارزه کردن با این اخلاق‌ها!

  3. یه کمپینی می گوید:

    شما خودتون عضو کمپین هستین؟

    دومین مطلب یه وبلاگ فکر نکنم که انتقاد از خود باشه!

    مگه حالا شما رفتار نادرستی انجام دادین یا از کسی رفتار نادرستی دیدین که دارین به کل کمپین تعمیم می دین؟ این مشکلات همه جا هست، به جای اینکه به مشکلات کمک کنید دارید زخم زبون می زنید؟

    اینجوریشو دیگه ندیده بودم! شما عضو کمپین هستین اما یه جوری صحبت می کنین انگار دارین درباره یه سری دیگه حرف می زنین…

    این مدل صحبت کردن و مطلب نوشتن بدون اینکه به مابه ازای خارجیش اشاره کنید، نه تنها انتقاد از خود نیست، بلکه خودزنی است…

    ببخشید که ایطوری می گم، ولی اول می خواستم افتتاح وبلاگ را تبریک بگم، ولی این مطلب را که دیدم یه جوری شدم…

    ایکاش به جای غر غر کردن، درباره پیشرفت ها و کارهای مثبتی که انجام دادین می نوشتین. مسلماً شما هم امضاء جمع کردین! پس می تونستین به جای این مدل نقد سلبی، الگوی بهتر خودتون رو در عمل و بطور ایجابی معرفی کنید

  4. یک خواننده می گوید:

    سلام به سولماز و دوست کمپینی
    ما همه به اندازه بضاعتمون از اعضای این مجموعه هستیم ، من فکر نمی کنم سولماز حرف بی ربطی زده باشه ، اتفاقا این دلیل میشه که ما دائما در حال ایجاد روشهای بهتری برای گفتگوی صمیمی تر با مخاطبین خود باشیم ، مطمئنا سولماز در حین امضا گرفتن تجربه های خوبی کسب کرده که این مطلب رو نوشته.
    و باید بگم که قرار نیست ما کمپینی ها از خودمون تعریف کنیم ، انتقاد راه بسیار خوبی برای اصلاح و جلوگیری از آسیب پذیری کل یک مجموعه است.
    با تشکر

يك پاسخ برايش بگذاريد