رسانه‌های کمیپن و تیغ سانسور

By آرش اقبالی

در روز‌های اخیر بیشتر رسانه‌های کمپین فیلتر شدند تا باز هم برگ زرینی به کتابچه درخشان مبارزه حاکمیت با آزادی بیان و دستیابی به حداقل حقوق انسانی، اضافه شود. در شرایطی که دولت دم از آزادی بیان در همه عرصه‌ها می‌زند و وزیر محترم ارشاد از آزرده شدن روح لطیف ملت از بابت شنیدن اخبار ناگوار سخن می‌گوید، فیلتر شدن اکثر رسانه‌های کمپین نشان از عزم راسخ حاکمیت یکدست، برای حمایت از تداوم نقض قانونی حقوق زنان و خاموش کردن درد‌های ناگفته این قشر محروم از حداقل حقوق انسانی خویش دارد.

با توجه به سه سند اصلی کمپین یک میلیون امضاء و رویکرد‌ شفاف ارائه شده توسط اعضای این حرکت، هدف کمیپن چیزی جز تغییر نگرش به موقعیت زنان متناسب با جایگاه فعلی آنها در سطح جامعه و انطباق قوانین مدنی و تفسیر‌های ارائه شده از قانون اساسی، منطبق با شان و ارزش این قشر جامعه آنهم جز از طریق گفتگوی چهره به چهره با مردم و آگاه‌سازی آنها از کاستی‌های قانونی و از طرف دیگر ارائه راهکار‌های اصلاح این وضعیت به مراجع قانون گذاری نیست. در شرایطی که رفتار و منش مردسالارانه حاکمیت و رویکرد‌های پیش گرفته شده برای تشدید این وضعیت، حتی داد برخی از طرفداران خودی را هم درآورده، متهم کردن حرکت‌هایی مانند کمپین یک میلیون امضا به براندازی نرم و برهم زدن امنیت ملی، جز فرافکنی و پاک کردن صورت مساله نیست. شاید هم مردسالاری چنان در ریشه‌های نظام تنیده شده که زدودن آن جز با از بن در آوردن درخت مسیر نباشد!

با وجود خط مشی مشخص رسانه‌های کمپین در نقد تئوریک نظام مردسالاری و بیان عوارض و مشکلات ناشی از قوانین تبعیض‌آمیز و درد مشترک زنانی که در گرداب قوانین ناعادلانه فرو رفته‌اند، فیلتر کردن و مسدود کردن این رسانه‌ها، در ادامه صادر کردن احکامی مانند حبس و “شلاق” برای فعالین این عرصه و مسکوت گذاردن و تبرئه کردن مجرمین در موارد افشا شده تجاوز به دختران این مرز و بوم توسط نیرو‌های خودی و گماردن سگ‌های نگهبان در جای جای شهر برای ایجاد مزاحمت برای هر آنکه که باب طبع برادران باشد، نشان از مظلومیت روز افزون زنان در جامعه امروز ایران دارد. کشوری که در هزاران سال پیش، زنانی در کسوت سپه‌سالار می‌داشت امروزه به سمت دیدگاه طالبانی پیش می‌رود که جز وحشیگری و خشونت به نام دین، خاطره‌ای برای بشریت به یادگار نگذاشته است و متاسفانه امروز کشور ما جزء عقب مانده‌ترین کشور‌های جهان در زمینه احقاق حقوق اولیه زنان به شمار می‌رود تا جایی که سرکوب خواسته‌های ابتدایی زنان در آن تبدیل به نمادی شده که نشان از اقتدار و ثبات رژیم سیاسی دارد.

با وجود این شرایط و مشکلات، روز به روز بر تعداد یاران کمپین افزوده می‌شود و شعار برابری‌خواهی تا دور افتاده ترین نقاط این مرز و بوم پراکنده خواهد شد و بر خلاف تصور عزیزان، بزرگترین رسانه‌های کمپین، تک تک افرادی هستند که در گوشه و کنار این مرز بوم، پیوسته و بدون وقفه آواز برابری سر می‌دهند و حقوق حداقلی زنان این دیار را به آنها یادآوری می‌کنند. همین‌ها هستند که در سایه تهدید زندان و شلاق، همچنان با صبر و متانت به مسیر خود ادامه می‌دهند و همین‌ها هستند که روزی بر روی همین خاک، چشن شیرین برابری را برپا خواهند داشت.

5 نظر to “رسانه‌های کمیپن و تیغ سانسور”

  1. سيمين می گوید:

    سلام!
    حقيقت آن چيزي نيست كه مي دانيم…حقيقت همان چيزي است كه نمي دانيم.
    چقدر دلم مي خواست پيداتون كنم.نه براي گريه كردنها و نتونستنها كه فقط و فقط براي خلق يك تعامل ساده. ياد گرفتن و ياد دادن اين اصل جاودانه كه به همون اندازه كه بكاري درو مي كني. هر
    چقدر بدي مي گيري. دريافت و پرداخت بي نقص و عيب حيات. . . من هميشه به اين فكر مي كنم كه چرا زنان ما به جاي مهريه حق طلاق طلب نمي كنند. اين هميشه يه علامت سوال بزرگه برام……. كمكم مي كنيد كه بتونم كمكتون كنم؟

  2. رضا عظيمي می گوید:

    نگيرنتون يه وقت !

  3. کمپین شهرستان آمل می گوید:

    درود بر شما همکاران عزیز
    این فیلتر کردن ها و برخوردهای نادرست از سوی ماموران حکومتی فقط و فقط حقانیت این جنبش رو آشکار می سازد
    هرچه قدر این فشارها بیشتر شود اعضای کمپین هم در سراسر ایران بیش از پیش مصمم تر خواهند شد.
    تا رفع هرگونه تیعیض ایستاده ایم.

  4. سخن(سعيد) می گوید:

    حجاب یک ملاحظه سیاسی غیر قابل سازش برای جمهوری اسلامی است. اعتراض جدی به حجاب همان و قرار گرفتن در صف آن دهها میلیون زنی که 17 -18 مرحله “تامین امنیت اجتماعی” علیه شان راه انداخته اند و از خامنه ای تا رفسنجانی وا خاتمی و احمدی نژاد و همه برادران بسیج و حوزه و سپاه و نیروهای انتظامی و همچنین همه موشک های بالستیک و بمب اتمی در حال ساخت جمهوری اسلامی مقدمتا علیه آنها نشانه رفته است، همان. این کاری است که خانم صادقی دارد انجام میدهد. پس خانم فاطمه صادقی واقعا شجاعت و جسارت کرده است که بعد از این همه جنگ و زد و خورد خونین خیابانی و هرروزه بر سر حجاب آمده و در یک سایت علنا اعلام کرده “به حجاب اجباری” اعتراض دارد!؟ پس آیا آنها که در قسمت نظردهی این مقاله در “سایت میدان زنان” ایشان را بخاطر شجاعت و “بحث علمی” مورد لطف قرار داده اند، محق بوده اند؟

  5. عبدالرضا می گوید:

    هر ویرانه نشانی از غیابِ انسانی است / که حضور انسان / آبادانی است

يك پاسخ برايش بگذاريد