در راستای سیاست مهرورزی و عدالت محوری دولت نهم، امروز جمعی 9 نفره از برابری خواهان و فعالین کمپین یک میلیون امضاء برای تغییر قوانین تبعیضآمیز، از بین افرادی که برای حضور در دومین سالگرد 22 خرداد 85 – روز همبستگی زنان – در پشت دربهای بسته گالری راه ابریشم حاضر شده بودند، دستچین شدند و به مهرورزگاه ورزا انتقال یافتند. جای خوشبختی دارد که چنین مراسمی قرار بود برگزار شود تا دوستانی که روز بیست و دوم خرداد، در حسرت کتک زدن زنان ( و البته مردان) برابری طلب، ناامیدانه صبح را به شب رسانده بودند، بتوانند امشب با خیال راحت سر بر بالین بگذارند. چه فرح بخش است وقتی بوی گند فساد دوستان عالم را برداشته، وقتی سرداران منحرف سردمدار تامین امنیت اجتماعند، دین در دست حضرات و آیات اعظام مقتصد، به ملعبهای برای به سخره گرفتن عوام بدل گشته و وقتی بوی متعفن نفت، بر سر سفرهها و در کنار عطر کیک زرد و جوراب، اشتهایمان را کور کرده خبر دستگیری “متهمان اصلی” و بر هم زنندگان “امنیت ملی” به گوشمان میرسد.
خوب بایستی به نحوی از تماشاگران این سیرک، زهره چشم گرفت تا زبان بر کام گیرند و صد البته درس عبرتی باشد برای کسانی که بخواهند پا از گلیم فراتر نهند و حق نداشتهی خویش را طلب کنند و تهدید امنیت ملی کنند به قصد تشویش اذهان عمومی. در این میان چه کسانی بهتر از فعالین جنبش زنان که شعار خطرناک “تغییر برای برابری” را بر زبان دارند. البته مسلم است که وقتی کسانی که برای جلوگیری از اعدام کودکان و بردگی زنان و برای داشتن سهمی برابر در زندگی، بدون هر گونه خشونت و تنها با جمع کردن امضاء و توصیف شرایط و مشکلات موجود (البته در رسانههایی که هر چند وقت یکبار فیلتر میشوند)، به زندان بفرستی یا شلاق بزنی، بقیه حساب کار دستشان میآید.
احتمالاً هیچ یک در شرایط بوجود آمده بیتقصیر نیستیم چون متاسفانه همه ما انسانیم و متاسفانه چیزی داریم به نام “حق انتخاب”، افسوس که سالهاست فراموش کردهایم انسان بودن را و عادت کردهایم به بند و قلاده …
هم اکنون پنج پنج میگیرد
چون شده عابد و مسلمانا
ژوئن 13, 2008 در t 5:57 ق.ظ
ای زن، تو ای همراهم
آزادگی، رویایم
با تو، کنار تو ، چو دریای خروشانم
رو در کوی و برزن
آگاهی پراکن
گو از حق انسان ها
چون مادری پر طاقت
با شور و با شهامت
پی افکنیم زیباترین دنیای فردا را
رو در کوی و برزن
آگاهی پراکن
گو از حق انسان ها
ای زن به پاخیز از نو
آزادی آید از تو
از همت و همبستگی آید جهانی نو
رو در کوی و برزن
آگاهی پراکن
گو از حق انسان ها
ژوئن 13, 2008 در t 5:58 ق.ظ
در من زندانيي ِ ستمگري بود
که به آواز ِ زنجيرش خو نميکرد
ژوئن 16, 2008 در t 9:27 ب.ظ
چرا پست آخرتان را پاک کردیدمیخواستم کامنت بنویسم
ژوئن 24, 2008 در t 11:38 ق.ظ
زنانی که در روز ۲۲ خرداد ۱۳۸۷ و به جرم قصد! شرکت در نشستی دوستانه در گالری راه ابریشم تهران دستگیر شده و سپس با سپردن ضمانت شخصی و اوراق شناسایی شان آزاد گردیده بودند ، از سوی مراجع امنیتی و از جمله وزارت اطلاعات کشور تحت فشارهای روحی و روانی قرارگرفته اند . این زنان به بازجویی های پی در پی فراخوانده می شوند و مدارک شناسایی شان نیز به آنها مسترد نمی گردد . برای این زنان پرونده های امنیتی تشکیل شده است و به نظر می رسد که وزارت اطلاعات در صدد دادگاهی کردن آنهاست…
(ادامه مطلب را در وبلاگ کارزار یک میلیون امضای در انگلستان بخوانید)
ژوئن 24, 2008 در t 11:46 ق.ظ
تصحیح نشانی ما . با تشکر.
ژوئن 24, 2008 در t 9:43 ب.ظ
بالخره ما نفهمیدیم آرش نصیری اقبالی این وبلاگ را مصادره کرده و برای خودش گروهی مستقل تشکیل داده که دیگران زیر علمش سینه بزنند تشکیل داد یا نه. چرا آپدیت نمیشود؟
جولای 2, 2008 در t 4:42 ق.ظ
باید خدمت جناب یکی عرض کنم که جواب سوالتان منفی است و این وبلاگ و ایمیل کرج و سایر مسئولیت های خطیر اینجانب در کمپین کرج خوشبختانه واگذار شده و دوستان میتوانند زیر علم اشخاص دیگری به سینه زنی خود ادامه دهند و بنده دیگر وقتم را با امثال این yeki ها هدر نمیدهم.