می 5, 2008 با کرج برای برابری
مدتی است که به این فکر میکنم که آیا فعالیت در بین مردم و تبلیغ عقاید برابری خواهانه که جنبش کمپین زنان هم جزو این فعالیتهاست، باعث برتری فعالان و حق آب و گل برای آنان نسبت به دیگران – مردم – شده و به آنان این اجازه را میدهد که خود را قیم مردم دانسته و به خود اجازه تصمیم گیری برای همه را بدهند؟ آیا فعال حقوق زنان عقل کل است؟
آیا اجازه داریم با مردم کوچه و بازار هر طور که دوست داریم برخورد کنیم و فقط برای گرفتن امضا با آنان مواجه شویم؟ آیا نباید برای هر کسی که در سخن را با او میگشاییم، به اندازه خودمان ارزش قائل باشیم و به او به دیده احترام بنگریم؟ آیا صرف گرفتن یک امضا کافیست یا تاثیر بیشتر را منش و نوع برخورد ما در مردم میگذارد؟
من فکر میکنم ما گاهی اوقات پیش آمده که از دید برتری جویانه و با این تصور که ما صلاح شما را میدانیم، با طرف مقابل برخورد کردهایم. هر چند به احتمال زیاد فرد مورد نظر امضا هم کرده ولی من احساس میکنم که دل چرکین از ما جدا شده است. حتی موارد بسیاری پیش میاید که فرد امضا گیرنده حتی حاضر به شنیدن دیدگاه طرف مقابل نیست و این کار را وقت تلف کردن میداند؛ در بسیاری موارد فرد مخاطب داوطلبانه آسیبهایی که از این موارد قانونی به او رسیده را بازگو میکند، ولی کو گوش شنوا؟
به طور کلی احترام به طرف مقابل بدون ابراز یا احساس برتری بیشترین چیزی است که جزو دروس اولیه افراد کمپین باید گنجانده شود. ایمان به این که منی که چند کتاب خواندهام و یا ذهنم با من یار بوده و به دیدگاه عاقلانهتری رسیدهام، هیچ برتری به یک دختر خانهدار و یا به یک پسر مکانیک ساده ندارم. من ممکن است بتوانم کمک بیشتری به دیگران در تشخیص و رسیدن به بایدها و نبایدهای زندگیشان کنم، ولی این باید و نبایدها در خود من باید قویتر باشد و مطمئن باشم که دو خط سواد و یا بودن در کمپین و چند امضا جمع کردن برتری نمیآورد. حق آب و گل در کمپین و هر فعالیت دیگر به معنای مسئولیت بیشتر و سختتر شدن مسیر پیش رو است.
یک مطلب دیگر هم اینکه، من و تویی که رو به کمپین آوردهایم، حتما یک سری آسیبها و کمبودهایی در زندگی داشتهایم که در دلمان تلنبار شده و ما را آزار میدهد؛ ولی بیایید یک قولی به خودمان بدهیم و آن اینکه کمبودهایمان را از دیگران و خصوصا کمپین طلب نکنیم. منظور من این است که کمپین و تشکلهایی از این قبیل را وسیلهای برای رسیدن به موقعیت برتر و رسیدن به آرزوهای شخصی خود قرار ندهیم. چند تا امضا جمع کردن و رای چند نفر را به دست آوردن دلیل بر این نیست که ما رئیس این چند نفر شدهایم و باید کم کم بر همه مسلط شویم. گاهاً این نوع دیدگاه را در بین بعضی از افراد کمپین میبینیم و بدتر از آن اینکه به دلیل ساختار شبکهای در کمپین که بارها و بارها و به صورت آشکار مورد تاکید قرار گرفته است، این نبرد برای کسب قدرت از راههای غیر مستقیم انجام میشود تا هم چهره تعریف شده از کمپین در ظاهر حفظ شود و هم به اعمال قدرت و پیش برد دیدگاههای شخصی پرداخته شود.
من فکر میکنم که موارد ذکر شده بیشترین تاثیر را در کمپین و روند رشد یا زوال آن داشتهاند. زیرا نوع فعالیت کمپین ایجاب میکند که با افراد جامعه رو در رو برخورد داشته باشیم و تاثیر مثبت و یا منفی خود را مستقیما بر آنان بگذاریم. از آنجاییکه این فعالیت فقط محدود به مسائل زنان نیست و خواسته یا ناخواسته دیگر مشکلات و کمبودهای مردم را نیز به آنان یادآوری میکند، پس میتواند بسیار سازندهتر یا مخربتر از آنی باشد که ما تصور میکنیم.
سولماز احمری
ارسال شده در یادداشتها | 4 Comments »
می 3, 2008 با کرج برای برابری

تغییر برای برابری : پنجمین کارگاه آموزشی کمپین کرج صبح روز جمعه ششم اردیبهشت ماه برگزار شد. در این جلسه 28 نفر از علاقه مندان و داوطلبان همکاری با کمپین یک میلیون امضا شرکت کرده بودند. مهمانان این بار کارگاه کرج ، مریم حسین خواه ، کاوه مظفری و محمد شوراب بودند.
کاوه مظفری ابتدا تاریخچهی مبارزات زنان در ایران و نحوهی تشکیل کمپین یک میلیون امضا را شرح داد. سپس دفترچه و برگه امضای کمپین را خواست حداقل همهی ما برای داشتن حقوق برابر دانست و گفت هر کس – فارغ از هر عقیده و مرام و مسلک – نوشتههای دفترچه را قبول داشته باشد و برگه را امضا کند، عضو کمپین است. او گفت:”هر آگاهی باید به عمل برسد و حتی امضای سادهی ورقه کمپین خودش یک نوع عمل پس از آگاهی از قوانین تبعیضآمیز محسوب میشود. کسی که با اسم خودش پای درخواست برابری حقوق زنان و مردان را امضا میکند، در واقع نشان داده که شجاعت ابراز عقیده در مورد قوانین جاری را دارد”
کاوه مظفری هدف کمپین را عمومی شدن مطالبه حق برابری دانست و گفت بعد از عمومی شدن این خواسته است که ما میتوانیم به سمت عوض کردن عملی قوانین برویم. کمپین متعلق به همه زنان ایرانیست و نه بخش متوسط و یا طبقهی مرفه اجتماع. افراد مرفه شاید بتوانند با گرفتن وکیل و پرداخت مبالغ هنگفت قوانین را دور بزنند، اما مردم فقیر به علت ناآشنایی با قوانین و نداشتن پول، معمولا بزرگترین قربانی این قوانین تبعیضآمیز هستند.
در ادامه برنامه، مریم حسینخواه روزنامهنگار و فعال حقوقی زنان همهی قوانین تبعیض آمیز را یک یه یک به طور کامل تشریح کرد. و سپس به تاثیرات خشونت آمیزقوانین بر زندگی زنان و دختران اشاره کرد:”متاسفانه یک دختر ایرانی با تمام محدودیتهایی که در خانهی پدر دارد، اولین چیزی که بعد از ازدواج از دست میدهد اجازهی” کار” و انتخاب “محل سکونت” است. قانون به شوهر اجازه میدهد به محض جاری شدن عقد از کار کردن زنش جلوگیری کند و یا او را به دورافتادهترین روستاها ببرد.”
مریم حسین خواه برای تبیین بیشتر این قوانین با کمک داوطلبان مثالهای زیادی در این مورد و موارد دیگر شاهد آورد: دختر وکیلی را می شناسم که بعد از ازدواج، همسرش از دادگاه تقاضای ابطال پروانهی وکالت او را کرد و متاسفانه قاضی رأی به نظر مرد داد… زن کارمندی که در تهران زندگی می کند مجبورشده به محل اقامت شوهرش در روستاهای سیستان بلوچستان برود و…، دختری همسر یک مرد افغانی یا تابع کشور دیگری شده بدون اینکه بداند فرزندانش نمیتوانند تابعیت ایرانی داشته باشند.”
در مورد دیه، دختری از خود داوطلبان کمپین گفت در اثر حادثهای پایش صدمه دیده و با تمام دوندگیها و شکایتها فقط نصف دیه به او تعلق گرفته در صورتیکه دکتر جراح پول کامل عمل جراحی را از زنان هم میگیرد.
از زنی سخن رفت که شوهرش بعد از طلاق و گذشتن دورهی حضانت، بچه را گرفته و نمیگذارد مادرش بچه را ببیند .
داوطلبان در این قسمت بسیار همکاری میکردند و درددلهایی کهسالها در گلو داشتند باهم در میان میگذاشتند.
در قسمت سوم کارگاه محمد شوراب با روش تسهیلگری نحوهی برخورد چهره به چهره با مردم در زمان گرفتن امضا شرح داد. داوطلبان سه گروه شدند و هر گروه با راهنماییهای محمد شوراب نمایشنامهای را بازی کردند. این قسمت هم مثل دو قسمت قبل خیلی مورد توجه حاضرین قرار گرفت و ما متوجه شدیم بازیگران بالقوه زیادی در جمع مان داریم.
مسئلهای که برای من، به عنوان کسی که تقریبا در همهی کارگاههای کرج حضور داشتم، جالب است این است که هر چه از عمر کمپین میگذرد داوطلبان با شور و نشاط بیشتری به آن میپیوندند و محکمتر بر سر عقاید خود پایبندند. و حتی خبر از دستگیریها عزمشان را برای تغییر قوانین جزمتر میکند.
زهره امین
به نقل از سایت تغییر برای برابری
ارسال شده در تجربهها | 3 Comments »
آوریل 27, 2008 با آرش اقبالی
وبلاگ “کرج برای برابری” محلی ست برای بیان درد مشترک همه زنانی که بلندگویی برای فریاد کردن زمزمه برابریخواهی که سالهاست در گلویشان خفه شده، ندارند و آینهایست برای انعکاس رنج همه دوستانی که برابری را حداقل حق خویش میپندارند. پس زن و مرد، پیر و جوان گام برمیداریم به سوی خانههایی که در آن برای وارد شدن نپرسند از تو که جنست چیست! خانههایی از جنس دوستی و برابری و صمیمت و همدلی. خانهای که در آن کودکان را دار نمیزنند و زنان را تحت کلمه مقدس ازدواج به بند نمیکشند! خانهای که معیار تعیین میزان ارزش و عقل آدمها، جنسیتشان نباشد.
در این سفر دست تمامی دوستانی که با ما همراه شوند را به گرمی خواهیم فشرد، پس همه با هم و دست در دست هم، پیش به سوی خانهای برابر!
کرج برای برابری
ارسال شده در متفرقه | 10 Comments »